درباره : عزیزم!!
ترا میشناسم . تزا ای همزبانم سال ها
شد میشناسم ، از آن دم کز هوا وآدم
این میراث بر من ماند من آن دم کز هوا بیرون شدم اسم دگر داشتم ؛ولی هر
بار تن فر سود و از نو بارور گشت .
گهی چون مر د پُر هیکل گهی چون زن ظریف و خاص . به هر نامی که خوشتر بود نامیدند جسمم را . هزاران سال پی در پی حضور کثرت همنوع تر ا بیگانگی آموخت .
عزیزم !! من سما تو یا سمین او احمد و فرهاد / کسی باسط کسی مینا کسی
هم میر تیمور شاه. ولی ای همنوا!
این نام ها بطلان عُرف ماست. تو میدانی
چرا کز روز اول تو ومن را است یکی نام و یکی هم عرف، وآن نام , نام انسان است و بس انسان.
دلم راآهنین کردم مباداعاشقت گردم
ندانستم که تو ظالم دل آهنربا داری
مرد مکمل زن است اما زن بعد از خدا خالق مرد است
بکوش دنیا را خانه ات بسازی نه خانه ات را دنیایت
دوست بدار تا دوستت بدارند